8:25:27 - دوشنبه 19 آگوست 2019
انتخابات یا جنگ شهرها؟
انتخابات یا جنگ شهرها؟ هنریک ایبسن نمایشنامه‌نویس مشهور نروژی در یکی از آثار خود به نام “دشمن مردم” به خوبی از پاشنه‌آشیل‌های دموکراسی سخن می‌گوید. یکی از معضلات دموکراسی، مدیریت افکار عمومی و به عبارت بهتر فریب افکار عمومی توسط صاحبان قدرت است. به عبارت دیگر اگر برقراری دموکراسی در یک کشور ایجاب می‌نماید که […]

انتخابات یا جنگ شهرها؟

هنریک ایبسن نمایشنامه‌نویس مشهور نروژی در یکی از آثار خود به نام “دشمن مردم” به خوبی از پاشنه‌آشیل‌های دموکراسی سخن می‌گوید. یکی از معضلات دموکراسی، مدیریت افکار عمومی و به عبارت بهتر فریب افکار عمومی توسط صاحبان قدرت است. به عبارت دیگر اگر برقراری دموکراسی در یک کشور ایجاب می‌نماید که افراد آن کشور با آگاهی کامل پای صندوق‌های رأی بروند و نمایندگان خویش را برای مدیریت کشور انتخاب نمایند، در عمل صاحبان سرمایه و رسانه با شیوه‌های مختلف تلاش می‌نمایند جریان انتخابات را به نفع خویش دچار دگرگونی نمایند…

بیست و چند سال پیش که برای اولین بار شرط سنی لازم برای رأی دادن را احراز نمودم، مثل بسیاری از “رأی اولی”‌های دیگر سر از پا نمی‌شناختم و در جلسات سخنرانی اکثر کاندیداهای نمایندگی مجلس شرکت می‌کردم تا به زعم خودم به “کاندیدای اصلح”! رأی بدهم. اما آن جلسات بیشتر از اینکه من و امثال مرا با قابلیت‌های زادگاهم خوی و ایضاً شایستگی‌های کاندیداهای نمایندگی آشنا سازد، حس کینه، نفرت و حتی دشمنی با اورمیه را در نهاد ما می‌کاشت! به عبارت دیگر، اکثر کاندیداها به جای تشریح برنامه‌های خود، به تقبیح مسؤولان استان می‌پرداختند و جالب است که به جای عبارت ” مسؤولان استان” صرفاً از لفظ “اورمیه” استفاده می‌کردند و نتیجه این سخنرانی‌ها چیزی نبود جز ایجاد و گسترش حس نفرت و دشمنی با اورمیه در ضمیر مخاطبان!

سال‌ها بعد که به “ماکو” رفتم و چند سال در آن شهر ماندگار شدم همین مسأله را دوباره تجربه کردم منتها در آنجا در ایام تبلیغات انتخابات مجلس به جای “اورمیه” باید “خوی” قربانی می‌شد! همانگونه که در خوی، اورمیه را علت‌العلل عقب‌ماندگی آن شهر قلمداد می‌کردند، در ماکو هم همین خوی، علت‌العلل عقب‌ماندگی آن شهر قلمداد می‌شد!

بعدها دیدم که این امر مختص شهرهایی همچون اورمیه، خوی و ماکو نیست و متأسفانه در اغلب مناطق آذربایجان “جنگ شهرها” به همت کاندیداهای نمایندگی مجلس در جریان است! جالب است که هیچ کدام از این کاندیداها حرفی از تهران و تمرکزگرایی حاکم بر آن و تأثیرات مخرب این تمرکزگرایی شدید بر زبان نمی‌آوردند!

پ ن: همانگونه که در نوشته قبلی خویش متذکر شدم با طرح استان شدن خوی به شدت مخالفم ولی مسؤولان استانی و مهمتر از آن مسؤولان کشوری باید بدانند که تمرکزگرایی و عدم تخصیص عادلانه منابع و امکانات ملی و منطقه‌ای به استان‌ها و شهرهای پیرامونی، از موانع اصلی توسعه پایدار در کشور محسوب می‌گردد و نتایج شوم آن گریبانگیر همین مراکز نیز خواهد شد کما اینکه هم اکنون هم می‌توان این نتایج زیانبار و معضلات ناشی از آن را مشاهده نمود.

🖊 محمد رحمانی فر

بر چسب ها:
منبع:
GAMOH GAMOH GAMOH گاموح GAMOH GAMOH