7:50:42 - دوشنبه 25 مه 2020
جوانان ایران، قربانیِ ظلم رژیم تبهکار ایران؛ کامران گودرزی حین فرار از ایران توسط عوامل رژیم، در چالدران کشته شد!
بیش از چهار دهه از عمر رژیم جمهوری اسلامی می‌گذرد و در طی این سال‌ها هر روز شاهد اخباری تلخ از جای جای ایران به دلیل عملکرد غیر مسئولانه رژیم دیکتاتوری هستیم.  اما در این بین بیشترین آسیب را جوانانی دیده‌اند که حقوق انسانی آنها تبدیل به یک آرزو برای آنها شده است. جوانانی که […]

بیش از چهار دهه از عمر رژیم جمهوری اسلامی می‌گذرد و در طی این سال‌ها هر روز شاهد اخباری تلخ از جای جای ایران به دلیل عملکرد غیر مسئولانه رژیم دیکتاتوری هستیم.

 اما در این بین بیشترین آسیب را جوانانی دیده‌اند که حقوق انسانی آنها تبدیل به یک آرزو برای آنها شده است. جوانانی که خسته از شرایط اسفناک اقتصادی، نبود آزادی‌های فردی و محدودیت‌های بی‌شمار دیگر، به امید آینده‌ای بهتر به دنبال مهاجرت به کشورهای دیگر هستند. اما متاسفانه بسیاری از این جوانان سرخورده و درمانده به دلیل نداشتن شرایط مناسب برای مهاجرت قانونی مجبور می‌شوند به هر قیمتی، حتی به قیمت جان خود، ایران را ترک کرده و خود را به کشورهای دیگر برسانند. 

یکی از این جوانان، کامران گودرزی بود که به دلایل شرایط ناگوار زندگی در داخل ایران، مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شده و تصمیم می‌گیرد با کمک قاچاقچیان انسان که مرزبانی ایران به شیوه کار آنها واقف است با پرداخت هزینه‌های بالا به قاچاق‌بَرها، از ایران خارج شود. 

متاسفانه به دلیل وضعیت ضعیف معیشتی و درآمد پائین مردم، از جمله مرزبانان ایران، در بسیاری از موارد این مرزبانان و مخصوصا نیروهای اطلاعاتی مرزبانی با قاچاقچیان همکاری دارند و افرادی که تمام دارایی خود را فروخته و صَرف هزینه قاچاق و پناهندگی کرده‌اند در دام قاچاقچیان و این نیروهای اطلاعاتی مرزبانی می‌افتند.

بدین شکل که نیروهای اطلاعاتی مرزبانی به قاچاق‌بَرها اجازه کسب درآمد می‌دهند و در سود قاچاق‌بَرها سهیم می‌شوند و در برخی موارد، قاچاق‌بَرها پول و اشیاء گران‌قیمت مسافران بی‌پناه را دزدیده و در برخی موارد به دلیل مقاومت مسافر مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند و کشته می‌شوند.

کامران گودرزی و دیگر مهاجران از قربانیان این دزدی‌ها بودند.

 به گفته پدر کامران، پیکر فرزندش دو ماه و شش روز زیر برف بود تا به او خبر دادند که برای شناسایی به «چالدران»‌ برود. این افراد پس از دزدیده شدن اشیاء گران‌بها و پول‌هایشان توسط قاچاق‌بَرها و یا احتمالا نیروهای اطلاعاتی مرزبانی ایران کشته شده‌اند.

کامرانِ جوان متولد ۱۳۸۱، که ناامید از کشور خود به دنبال ساختن آینده‌ای بهتر بود، کشته شد.

 حال باید پرسید که یک جوان چرا حاضر می‌شود جان خود را برای رسیدن به کشوری دیگر اینگونه به خطر بیاندازد و چرا خانواده‌هایی نظیر خانواده کامران گودرزی علی‌رغم اطلاع از ناامنی و حضور تروریست‌های مسلح و خطرناک در این مسیر، راضی می‌شوند تا فرزندان، اینگونه با جان خود بازی کنند. البته این تنها یک مورد از صدها موردی است که جوانان به دنبال خفقان و فقر موجود در ایران، با اعتماد به قاچاقچیان انسان جان خود را از دست داده‌اند. قاچاقچیان موجود در مرز ایران و ترکیه اکثرا از اعضای گروه‌های تروریستی آن منطقه بوده و قاچاق انسان را به عنوان منبع درآمدی برای گروه‌های تروریستی خود در نظر دارند. 

گفتگوهای پدر این جوان نشان می‌دهد که نه تنها گم شدن فرزندش درس عبرتی نشده تا به قاچاقچیان انسان اعتماد نکند بلکه برای پیگیری وضعیت پسرش بجای پیگیری از مراجع قانونی به دنبال قاچاقچیان انسان بوده است. چراکه احتمالا فکر می‌کرده قاچاقچیان فرزندش را گروگان گرفته‌اند.

 وی گفته است: “از طریق چندین قاچاق‌بَر سرنوشت پسرم را پیگیری کردم و برای پیدا شدنش مژدگانی تعیین کردم”. جمله‌هایی که عمق خوشبینی و اعتماد به قاچاقچیان و تاجران انسان را نشان می‌دهد که در همه جای جهان به عنوان خطرناک‌ترین مجرمان شناخته می‌شوند. 

براستی مقصر اصلی مرگ این جوان بی‌گناه و ناکام کیست؟

رژیمی که از دزدی، اختلاس، تباه کردن آینده جوانان و ناامید کردن‌شان سیر نمی‌شود، یا پدر و مادری که از روی ناآگاهی نمی‌توانند مسیر درست را به فرزندشان نشان دهند؟ یا شاید هم قاچاقچیان تروریستی که برای تأمین منابع مالی خود، جان انسان‌ها برایشان هیچ ارزشی ندارد، مقصر اصلی باشند.

 باید گفت که از سه فاکتور گفته شده حتی اگر یک فاکتور وجود نمی‌داشت، اکنون کامران زنده بود. متأسفانه وجود رژیم جمهوری اسلامی ایران و ناآگاهی خانواده‌ها باعث می‌شود که جوانانی مثل کامران گودرزی به دست قاچاق‌بران کشته شده و یا به حال خود در کوه‌ها رها شوند. چه بسیارند انسان‌هایی که به امید زندگی و آینده بهتر به دست قاچاقچیان در دریا غرق شده و یا در کوه‌ها کشته شدند. 

چندی قبل، پس از زلزله قطور استان آذربایجان غربی خبر کشف جسد مهاجرین غیرقانونی افغانستانی در حیاط خانه‌ای در آن منطقه مرزی منتشر شد. اجسادی شامل مردان و زنان و کودکانی که با پرداخت مبالغ بالا به قاچاق‌بَرهای آن منطقه قصد عبور از مرز به سمت ترکیه را داشته‌اند که پس از سرقت پول و اموال، آنها را کُشته و در حیاط منازل خود دفن کرده‌ بودند.

حال رژیم جمهوری اسلامی ایران برای تحت تأثیر قرار دادن خبر جنایت هریرود و کشتن اتباع افغانستانی و همچنین فرار از پاسخ به چرایی تلاش جوانان نا‌امید برای ترک ایران، به دنبال مقصر جلوه دادن کشور ترکیه است.

 این رژیم نه تنها مسئولیتی بابت ساخت جامعه‌ای که اکثرا جوانانش به دنبال فرار از کشور هستند نمی‌پذیرد، بلکه با تکیه بر خون جوانانی همچون کامران گودرزی و سوءاستفاده از احساسات والدین قربانیان، به دنبال بهره‌برداری سیاسی از این جریان هستند.

 خانواده وی نیز بی‌تدبیری خود و اعتماد به قاچاقچیان انسان را در نظر نگرفته و به دنبال مقصر جلوه دادن هرکسی غیر از خودشان هستند. پدر کامران گودرزی می‌گوید: “کامران تماس گرفت و گفت که از کوه پایین آمده اما به‌شدت گرسنه است. به او گفتم خودش را به اولین روستا برساند و از مردم محلی تقاضای لقمه‌ای نان کند “.

حال باید پرسید که چگونه است که پدر این جوان به قاچاق‌بَرانی که پول هنگفتی گرفته و جوان بی‌گناه را در کوهستان رها کرده‌اند، دوباره اعتماد کرده و برای یافتن جسد پسرش به قاچاقچیان پیشنهاد مژدگانی داده است؟ متأسفانه خانواده این جوان و برخی از رسانه‌های اپوزیسیون بجای بازخواست از رژیم ایران برای ساخت چنین جامعه‌ای، فریب نقشه‌های رژیم ایران را خورده و آب به آسیاب رژیم ایران می‌ریزند و کشورهای دیگر را متهم جلوه می‌دهند. 

کم نیستند امثال کامران گودرزی که برای فرار از جامعه و آینده‌ای که رژیم برایشان ساخته جان خود را به خطر می‌اندازند. 

اما متأسفانه همه این افراد شانس معرفی خود به پلیس ترکیه را ندارند. به دلیل حساس بودن منطقه و وجود تروریست‌ها، پلیس ترکیه هرگونه مراجعه را با حساسیت بالا ابتدا مستند کرده و سپس اقدامات قانونی دیگر را انجام می‌دهند.  

گفتنی است با توجه به یاس و ناامیدی خانواده‌ها از آینده فرزندان، شاید برخی از خانواده‌ها چاره‌ای جز به خطر انداختن جان عزیزانشان برای رقم زدن آینده‌ای بهتر نداشته باشند.

 بنابراین می‌توان گفت که رژیم ایران و مسئولین نظامی مرزبانی مستقر در مرز اصلی‌ترین مقصران این حادثه هستند.

 با توجه به محل این حادثه که درون مرزهای ایران بوده است، رژیم جمهوری اسلامی باید پاسخگوی خانواده و عموم مردم باشد. اما برعکس، دستگاه پروپاگاندای رژیم چه در داخل و چه توسط اپوزیسیون خارجی خود، سعی در تطهیر رژیم و سیاه‌نمایی این مساله داشته و بدنبال بهره‌برداری سیاسی و تبرئه جمهوری اسلامی ایران است.

منبع:
GAMOH GAMOH GAMOH گاموح GAMOH GAMOH