11:56:52 - پنج‌شنبه 2 جولای 2020
فلسفه مبارزاتی بابک خرمدین چگونه الهام بخش حرکت ملی آذربایجان جنوبی شد
در این مقاله تلاش خواهیم کرد تا گردهمایی ملی قلعه بابک در آذربایجان جنوبی را از سه منظر مورد بررسی قرار دهیم. فلسفه و تاکتیک های مبارزاتی بابک خرمدین چرایی الهام گرفتن حرکت هویت خواهی آذربایجان جنوبی از بابک خرمدین اهمیت رونمایی از پرچم مبارزاتی ملت تورک آذربایجان جنوبی در قلعه بابک مقدمه: پس از […]

در این مقاله تلاش خواهیم کرد تا گردهمایی ملی قلعه بابک در آذربایجان جنوبی را از سه منظر مورد بررسی قرار دهیم.

  1. فلسفه و تاکتیک های مبارزاتی بابک خرمدین
  2. چرایی الهام گرفتن حرکت هویت خواهی آذربایجان جنوبی از بابک خرمدین
  3. اهمیت رونمایی از پرچم مبارزاتی ملت تورک آذربایجان جنوبی در قلعه بابک

مقدمه:

پس از فروپاشی امپراطوری روم، نظم سیاسی و اقتصادی حاکم بر جوامع به شدت و به سرعت دچار دگرگونی شد. به شکلی که قدرت سیاسی و اقتصادی از تمرکز خارج شده و قدرتهای منطقه ای و محلی سر برآوردند. اراضی کشاورزی که مهمترین دارایی غیر منقول آن دوران بود، بین افراد، به خصوص بردگان امپراطوری روم تقسیم گشت و سبب شد تا زمینداران برای کسب قدرت بیشتر به جنگ و تصرف اراضی فئودال های دیگر بپردازند. این مسئله نقش بزرگی در ایجاد نیروهای نظامی داشت که با هدف حفظ موقعیت اقتصادی و سیاسی و حتی برای گسترش این قدرت مورد استفاده قرار میگرفتند. همین شرایط هم زمان با گسترش سرزمینهای تحت تصرف خلیفه عباسی، کمابیش در منطقه آذربایجان نیز وجود داشت و صاحبان قدرت به دنبال کسب ثروت بیشتر، مدام در حال جنگ و کشمکش بودند. از سویی دیگر حاکمان محلی بیشتر به دنبال حداکثر بهره کشی از فرودستان جامعه بودند و لذا برای فرودستان تفاوتی نداشت چه کسی برا آنها حکمرانی کند.  این مسئله باعث شده بود تا یک گسستگی عمیق در بطن جامعه به وجود آید که مانعی بزرگ در راه شکل گیری اتحاد و قدرت متمرکز بود. نبود یک قدرت متمرکز باعث شده بود تا آذربایجان در موضع ضعف قرار گرفته و آسیب پذیر باشد. بنابراین ایجاد اتحاد بین مردم و حاکمان محلی شاید کاری غیر ممکن و آرمان گرایانه به نظر میرسید که پس از حمله خلیفه عباسی به آذربایجان، با درایت و کاردانی بابک خرمدین، سردار بزرگ آذربایجانی، محقق شد.

  1. فلسفه و تاکتیک های مبارزاتی بابک خرمدین

پس از سقوط حاکمان محلی در مناطق مختلف خارج از آذربایجان، اینک ملت تورک آذربایجان و قدرتهای منطقه ای خطر را لمس کرده و متوجه شده بودند که برای حفاظت از خطوط قرمز آذربایجان که همواره سرزمین و هویت ملیشان بود، باید یک قدرت متمرکز تشکیل داده شود تا بتوانند در برابر تهاجم عظیمی که در راه بود مقاومت کنند. بنابراین آنچه در تاریخ به عنوان قیام بابک خرمدین مطرح میشود در واقع همان استقامت و وطن پرستی ملت تورک آذربایجان بود که به رهبری و با هدایت بابک خرمدین انجام شد. حساسیت آذربایجانیها در پاسداری از هویت و سرزمین خود سبب شد که همگان منافع کوتاه مدت خود را قربانی یک هدف مقدس نمایند که آن حفظ و حراست از آذربایجان بود. این ویژگی ملت تورک آذربایجان سبب شد تا برای قهرمانانی همچون بابک خرمدین زمینه لازم برای استقامت طولانی مدت در برابر تهاجم خلیفه عباسی مهیا باشد. بنابراین فلسفه قیام خرمدین را میتوان در حفظ و حراست از آذربایجان دید. چراکه وی نه به دنبال گسترش دامنه حکومت خود بود، نه به دنبال جاه طلبی در داخل آذربایجان بود و نه به دنبال گسترش ایدوئواوژی فکری خود. تنها و تنها انگیزه ای که بابک خرمدین و ملت تورک آذربایجان را به مقابله با تهاجم خلیفه عباسی واداشت، مسئله آذربایجان بود.

قطعا نمیتوان تمام کارهای بابک خرمدین را در جبهه های نبرد وی با متجاوزین خلاصه نمود. پس از به قدرت رسیدن بابک خرمدین تحولات اساسی و عمیقی در آذربایجان صورت گرفت. اما شاید بتوان گفت از مهمترین و بنیادی ترین کارهای مبارزاتی بابک خرمدین، ایجاد اتحاد در آذربایجان برای مقابله با تهاجم خارجی بود. در شرایطی که سیستم حاکمیتی قبل از این دوران بر اساس قدرتهای کوچک خانهای محلی و تقسیم بندی اراضی بود، با تدبیر و اندیشه بابک خرمدین تمام این سرحدها نه تنها از اراضی، بلکه از تفکر افراد نیز برچیده شد و این اولین و محکم ترین قدم برای اتحاد و ایجاد تمرکز در مرکزیت بود. البته تشکیل این قدرت متمرکز یک ویژگی منحصر بفرد داشت و آن اینکه تمرکز قدرت در آذربایجان نه با قتل عام و سرکوب قدرتهای محلی، که با شیوه ای کاملا دموکراتیک برای رسیدن به هدفی مشترک انجام شد که در سایر مناطق تحت تصرف خلیفه مسلمین نمونه مشابهی را نمیتوان یافت. همچنین برای تامین غذا و سلاح در آن شرایط بحرانی، لازم بود تا یک مغز متفکر اقتصادی نیز وجود داشته باشد. در بخش کشاورزی تمام اراضی یکپارچه شده و به صورت یکپارچه و به نسبت شرایط اقلیمی و اکولوژیستی( استعداد زمین در نوع کشت) کشت و برداشت می شد. در آن دوران صنعت نیز به موازات کشاورزی پیشرفت میکرد تا بتواند نیازهای مصرفی و سلاح مورد نیاز را فراهم آورد. همچنین با توجه به اشتغال بسیاری از کشاورزان به عنوان جنگجو، نیاز به صنعتی شدن و کمبود نیروی انسانی در بخش کشاورزی بشدت احساس میشد. در نتیجه به سرعت ادوات جدیدی در زمینه زراعت تولید و در اختیار کشاورزان قرار میگرفت.

در بعد نظامی نیز بابک خرمدین با توجه به منطقه جغرافیایی آذربایجان از تاکتیکهای مناسبی استفاده نمود. در آذربایجان چندین قلعه بزرگ وجود داشت که متعلق به حاکمان محلی بوده و بیانگر وجود این تعداد فئودال و یا خان بزرگ در آن دوران میباشد. پس از تمرکز قدرت به دست بابک، این قلعه ها در اختیار امنیت و امورات داخلی و سرحدی آذربایجان قرار گرفت. تفکرات و تاکتیکهای نظامی و سیاسی بابک خرمدین باعث شد تا با توجه به شرایط جغرافیایی موجود، به بهترین شکل از این قلعه ها در جهت دفاع از آذربایجان استفاده شود. بابک خرمدین به نسبت استعداد و موقعیت استقراری قلعه ها، وظایف خاصی برایشان تعریف کرد. قلعه بذ یا همان قلعه جمهوریت به عنوان محل استقرار و مرکز اصلی حکومتی محسوب میشد که بابک خرمدین در آن ساکن بود. دیگر قلعه ها تحت الامر قلعه بذ بودند و هر کدام وضایف خاص و تعریف شده ای داشتند که با ترکیب هم، امورات کشوری را اداره می کردند. به عنوان مثال قلعه جشغون که در منطقه ای ورزقان کنونی قرار دارد، به خاطر بارندگی بیشتر در طول سال وظیفه انبار آب را داشت. آن قلعه با استفاده از ابزارهای آن روزگار، داخل سنگ های بزرگ را به صورت حوضچه در آورده و آب مورد نیاز را در این حوضچه ها تجمیع کرده و توسط کانالهای تعبیه شده، به دیگر مناطق منتقل می کردند.

سیاستهای نظامی، سیاسی و اقتصادی بابک خرمدین باعث شد تا وی بتواند بیش از 22 سال از اشغال آذربایجان جلوگیری نماید. طبیعتا انگیزه هجوم و تصاحب سرزمینهای دیگر، توسعه طلبی اراضی، به دست آوردن غنایم مادی و ترویج دین اسلام بود. پراکندگی جمعیت و همچنین حاکم بودن سیستم فئودالی و عدم تمرکز قدرت سبب شد تا خلیفه مسلمین به آسانی بر مناطق دیگر مسلط شود. هرچند گهگاهی مقاومت های کوچک و چریکی انجام می شد که به علت ضعف و انسجام، خیلی زود توسط اعراب سرکوب میشد. شکست آسان مردمان سایر مناطق باعث شد تا سپاه خلیفه به سرعت پشت دروازه های آذربایجان صف آرایی کند. آذربایجان از لحاظ اقتصادی به عنوان سرزمینی ثروتمند و مستعد و از لحاظ جغرافایی نیز سرزمینی استراتژیک به حساب می آمد. بنابراین اشغال این منطقه برای خلیفه از اهمیت بالایی برخوردار بود که با سدی بنام ملت تورک آذربایجان و در راس آن بابک خرمدین مواجه گشت و باعث شد تا بیش از 22 سال مقاومت ملت تورک آذربایجان به عنوان یکی از نمادهای مقاومت در تاریخ بشر ثبت شود.

بابک خرمدین اعتقاد داشت که نظم اجتماعی باید با محوریت عدالت و تساوی باشد و در این راستا معتقد به مالکیت عمومی بود. او میدانست که خلیفه تنها به دنبال ظلم و استثمار ملت تورک آذربایجان است؛ همانگونه که در مناطق دیگر مردم از ظلم خراج بگیران خلیفه در امان نبودند. بابک در کنار آگاهی بخشی به مردم، به دنبال ایجاد رابطه و مذاکره با حاکمان محلی و مجاور بود تا بتواند مبارزه با خلیفه را تقویت کند. او در بحث ارتباطات خارجی نیز فعال بود و در نظر داشت تا امپراطور بیزانس را همراه خود کند که موفق نبود. به جرأت میتوان گفت این سردار آذربایجانی با اراده ای آهنین و تفکری مثال زدنی به دنبال حفظ و حراست از آذربایجان بود که با خیانت افشین و ارامنه منطقه اسیر نیروهای خلیفه شد.

هرچند در نهایت بابک خرمدین شکست خورد ولی ملت تورک آذربایجان و در راس آن بابک خرمدین توانستند نام خود را در تاریخ آذربایجان جاودانه کنند و به یکی از الگوها و نمادهای ماندگار در زمینه ایستادگی و مقاومت در برابر دشمنان آذربایجان بدل شوند. مقاومت ملت تورک آذربایجان به رهبری بابک خرمدین نشان داد که قدرتی بزرگتر از بیداری و اتحاد ملی وجود نداشته و هر زمان ملت تورک آذربایجان موفق به تحقق این دو مسئله مهم شده توانسته است تا نام خود را در مبارزه علیه استبداد و ظلم در تاریخ ماندگار کند.

  • 2- چرایی الهام گرفتن حرکت هویت خواهی آذربایجان جنوبی از بابک خرمدین

همانگونه که عنوان شد فلسفه قیام بابک خرمدین و جانفشانی سربازان آذربایجان مبارزه با ظلم و استبداد و حفظ آذربایجان از گزند تهاجم بوده است. این حماسه باعث شد که بابک خرمدین به یکی از نمادهای تاریخی ملت تورک آذربایجان بدل شود. شرایط امروز آذربایجان نیز بی شباهت به آن دوران نبوده و تلاش برای نابودی فرهنگ، زبان، تاریخ و همچنین استثمار اقتصادی آذربایجان وجود دارد. در بحث بازیابی هویت، توجه به تاریخ مهمترین قسمت از این پروسه است. نقش تاریخ بعنوان نمود موجودیت و بخشی از هویت عینی در بین ملت ها از جایگاه تاثیر گذری برخوردار است بطوریکه ملتها سعی در حفظ ماهیت فیزیکی و شناساندن ماهیت تاریخی و شناسنامه ای خود در قالب آثار تاریخی دارند. در آذربایجان جنوبی بعد از کودتای انگلیسی علیه دولت مشروع قاجار و روی کار آمدن رضامیرپنج، طرح ایجاد ملت واحد ایران کلید خورد. این طرح موجودیت ملت های غیر فارس را هدف نابودی قرارداد و در این بین آثار تاریخی آذربایجان جنوبی و بصورت خاص، شهر ولیعهد نشین تبریز، هدف اتاق فکر راسیسم فارسی قرار گرفت. چراکه در آن زمان آثار و شخصیت های تاریخی آذربایجان و هویت ترکی ملت آذربایجان مانعی بزرگ بر سر راه تشکیل حکومتی تمامیت خواه با محوریت زبان فارسی بود. هرچند رویه نابود سازی هویت تاریخی در زمان رژیم جمهوری اسلامی ایران نیز تداوم یافت، در دهه 1360 شمسی بازیابی هویت ملی در آذربایجان جنوبی سرعت گرفت. ابتکار گرامیداشت یاد و خاطره شخصیت های تاریخی آذربایجان از جانب فعالین ملی، با حضور بر سر مزار ستارخان و باقرخان و همچنین قلعه جمهور معروف به قلعه بابک در قره داغ جنبش حرکت ملی آذربایجان را فراگیرتر کرد.

نظریه غالب در فرایند شکل گیری جنبش های اجتماعی  که معمولا نیز مسیرهای مشترکی را  طی میکنند، عبارت است از شروع  ایده هایی که در راستای پاسخ به معضلات اجتماعی توسط طبقه نخبه آن جامعه پردازش و فراگیر شده و درنهایت به مطالبه اجتماعی تبدیل می شود. چنانچه در تحقق آن مطالبه اجتماعی موانعی بوجود آید آن مطالبات دچار انباشت شده و در نهایت سرریز آن انباشت به حرکت اجتماعی منجر خواهد شد. اگر چهار مرحله ایده پردازی، مطالبه، انباشت و حرکت را مخرج مشترک جنبش های اجتماعی در نظر بگیریم، در واقع  گردهمایی ملی قلعه جمهور معروف به قلعه بابک در آذربایجان جنوبی گام حرکت در ساختار حرکت ملی آذربایجان جنوبی میباشد.

همچنین از منظر جامعه شناسی جنبش های اجتماعی، غرور و احساسات ملی لازمه یک جامعه میباشد که در ابعاد مختلف آن جامعه نمود پیدا میکند و از آنجاییکه جامعه آذربایجانی در حال بازیابی هویت جمعی خود بود، این پروسه نیازمند زایش احساسات و غرور ملی آذربایجانی مستقل از ایران بود. از اینرو گردهمایی های مردمی حول شخصیت های ملی آذربایجان و با یادآوری حافظه تاریخی و میراث تاریخی آذربایجان شکل گرفت که بابک خرمدین، سردار آذربایجانی، از جایگاه مردمی و تاریخی مهمی نزد ملت تورک آذربایجان به عنوان سمبل مقاومت و اتحاد مطرح است. نگاه روشنفکران آذربایجان به این مسئله، بخصوص نگاه شخصیت هایی همچون دکتر محمدتقی ذهتابی، دکتر هیئت و همچنین دکتر محمودعلی چهرگانی بعنوان رهبر حرکت ملی در بین توده های ملت، سبب شد تا در آن برهه تاریخی سیل خروشان طبقه های مختلف ملت تورک آذربایجان روانه قلعه جمهور شوند.

سمبل قرار دادن بابک خرمدین از طرف روشنفکران آذربایجانی از دو منظر آذربایجانی بودن بابک خرمدین و سیاست اجرایی وی قابل بررسی است. هر چند آذربایجان قهرمانان بسیاری به خود دیده اما بابک خرمدین یکی از سرداران خوشنام آذربایجانی بود که ملتهای مختلف بسیاری از داشتن چنین شخصیتهایی محروم هستند. اگر موقعیت فعلی جغرافیای ایران را در نظر بگیریم این تنها بابک، قهرمان ملت تورک آذربایجان بود که توانست بیش از بیست و دو سال در مقابل خلیفه عباسی مقاومت کند که در نهایت با خیانت افشین، یکی از سرداران همین جغرافیا که به عنوان سمبل مبارزه میخوانند، از سپاه دشمن شکست خورد. از سویی دیگر بابک نه به خاطر گسترش قدرت خود در آذربایجان و یا تصرف سرزمینهای دیگر، بلکه تنها با هدف حفظ استقلال آذربایجان و جلوگیری از تحقیر، ظلم و ستم به ملت تورک آذربایجان توسط بیگانگان قیام کرد که با هدف فعلی روشنفکران آذربایجان همخوانی دارد. همچنین شیوه مبارزاتی بابک بر اساس دو اصل بیداری و اتحاد ملی بنا نهاده شده بود، شعاری که امروز یکی از راهبردهای حرکت ملی بیداری آذربایجان جنوبی است. بنابراین شخصیت، منش، سیاستهای راهبردی و هدف بابک خرمدین کاملا با آنچه روشنفکران آذربایجانی به دنبال آن هستند همخوانی دارد. لذا قیام ملت تورک آذربایجان به رهبری بابک خرمدین الگوی مناسب و الهام بخش مبارزات برحق ملت تورک آذربایجان جنوبی در مقطع فعلی است.

  • 3- اهمیت رونمایی از پرچم مبارزاتی ملت تورک آذربایحان جنوبی در قلعه جمهور

اگر جنبش هویت خواهی در تاریخ معاصر آذربایجان جنوبی طی دهه1370 را که از دانشگاهیان و طبقه روشنفکر کلید زده شد را مبدا کنش جمعی در بازیابی هویت تورکان آذربایجان جنوبی قراردهیم، این پروسه سبب باز تعریف  هویت «ما»یی شد که  مبنای مرز بندی  ملت تورک آذربایجان و سایر ملل ایران شد. اما نماد بارز این هویت مشخص، و بی شک یکی از اتفاقات مهم قلعه بابک، به اهتزاز در آمدن پرچم آذربایجان جنوبی بود که به روز پرچم حرکت ملی نیز شهرت یافت. اما چرا پرچم آذربایجان جنوبی آنقدر اهمیت داشت و علارغم خطرات و هزینه های بسیار، روشنفکران و فعالین آذربایجانی به دنبال اهتزاز آن در قلعه بابک بودند؟ و یا اینکه چرا از پرچم آذربایجان شمالی استفاده نشد؟ برای پاسخ به این سوال لازم است تا اشاره ای کوتاه به پرچم و اهمیت سیاسی و حقوقی آن داشته باشیم.

در عهد قدیم، در میدان جنگ برای مشخص کردن صفوف خودی از سپاه دشمن، علائم یا نشانه های مورد استفاده قرار می گرفت که اغلب یک تکه پارچه با رنگ یا علامتی مشخص بود که به آن پرچم گفته میشد. این پرچم همواره توسط فردی سواره و بسیار نیرومند حمل می شد تا نماد قدرت ارتش باشد و سقوط این نماد میتوانست باعث آشفتگی و نشانه ضعف و شکست آن سپاه به حساب آید. البته پس از توسعه حمل و نقل دریایی نیز استفاده از پرچم گسترش بیشتری پیدا کرد و برای شناسایی کشتیها از این پرچمها استفاده میشد. اما در اواخر قرن هجدهم و همزمان با تشکیل دولت – ملتهای مدرن، پرچم تبدیل به یک نماد ملی شد. البته پرچمها به دلایل ایدوئولوژیک و نظر حاکمان همواره در حال تغییر بوده است که میتوان به علامت داس و چکش در پرچم، پس از به قدرت گرفتن مارکسیستها و یا اضافه شدن نماد تاج پادشاهی به پرچم ممالک محروسه ایران پس از روی کار آمدن پهلوی اشاره کرد.

امروزه پرچم نه تنها به عنوان نماد کشور مطرح است، بلکه مسائل حقوقی مربوط به آن نیز در یک قرن گذشته از اهمیت بسیاری برخوردار شده است. در تعاریف حقوق دانان بین الملل، پرچم به عنوان نماد یک کشور محسوب می شود و در قانون اساسی تمامی کشورها سرود ملی و پرچم آن کشور مشخص میشوند و در اغلب کشورها آتش زدن پرچم آن کشور توهین به ملت آن کشور تلقی شده و جرم محسوب میشود. استفاده از پرچم به عنوان نماد کشورها در مناسبات رسمی، نهادهای بین المللی، کنفرانسهای بین المللی، ملاقاتهای دیپلماتیک و حتی سفرهای هوایی و دریایی، مرسوم و از بایدها محسوب میشود. به طوری که قاعده پرچم از جمله قواعد عرفی و اصول حقوق بین الملل دریایی است که در فرآیند آن دولت ها به کشتی های تجاری ” در قالب شرکت کشتیرانی و بعنوان یک شخصیت حقوقی ” ملیت اعطا و اجازه نصب و به اهتزاز در آمدن پرچم آن کشور بر روی عرشه کشتی داده می شود و پرچم یک دولت بر فراز کشتی عملا گذرنامه و ملیت آن کشتی است.

بنابراین فقدان پرچم به عنوان نبود و یا عدم وجود گروهی از مردم به شکل مستقل ارزیابی میشود. به همین دلیل است که حتی ملتهای فاقد دولت نیز که به دنبال ساخت دولت-ملت خود هستند نمادی را برای خود انتخاب میکنند. البته از لحاظ حقوق بین الملل این نماد طبیعتا نمیتواند همسان با نماد کشوری دیگر باشد، ولو آن دو بخش جغرافیایی دارای یک ملت واحد باشند. به عنوان مثال استفاده از پرچم آذربایجان شمالی نزد مردم و گروه های سیاسی در آذربایجان جنوبی به معنی مبارزه برای یک کشور دیگر تلقی شده و از منظر حقوق بین الملل تجاوزگری محسوب میشود. بنابراین علارغم وجود یک ملت در آذربایجان جنوبی و شمالی، استفاده از پرچم مستقل برای آذربایجان جنوبی مانع انگهای سیاسی و مشکلات حقوقی میشود. از طرفی استفاده از پرچم همسان، بدون اذن حکومت آن کشور نیز غیر قانونی است. استفاده از پرچم در آذربایجان نیز مانند سایر نقاط جهان قدمتی طولانی دارد ولی پرچم سرخ رنگ بابک خرمدین بسیار حائز اهمیت است. چراکه پس از حمله خلیفه عباسی و سقوط قدرتها و حاکمان در خاورمیانه، تنها نقطه ای که همچنان مقاومت میکرد آذربایجان به رهبری بابک خرمدین بود. بنابراین تنها پرچم باقی مانده از آن دوران، پرچم سرخ رنگ بابک خرمدین بود که به عنوان نماد مقاومت شناخته میشد.

قبل از بررسی چرایی به اهتزاز درآمدن پرچم آذربایجان جنوبی در آن مقطع، لازم است به چرایی انجام این حرکت ملی پرداخته شود. پس از کاندید شدن دکتر چهرگانی برای انتخابات مجلس در شهر تبریز و وقایع پس از آن، تاریخ بار دیگر تکرار شد. اینبار بجای سید جعفر پیشه وری، دکتر محمود علی چهرگانی بود و بجای رژیم پهلوی، رژیم جمهوری اسلامی قرارداشت. اما نتیجه همان بود و حدود 50 سال بعد، تهران بار دیگر مانع حضور نماینده حقیقی ملت تورک آذربایجان در پارلمان شده بود. نا آرامیهای پس از آن واقعه باعث شد تا فشار بر فعالین آذربایجانی شدت گرفته و حساسیت بر روی تجمعات داخل شهرها افزایش یابد. این موضوع پروسه گام سیاسی حرکت ملی آذربایجان جنوبی به رهبری دکتر چهرگانی را سرعت بخشید و سبب شد تا آلترناتیو دیگری مطرح شود. در این راستا روشنفکران تصمیم گرفتند تا در قلعه بابک به عنوان نماد استقامت ملت تورک آذربایجان تجمع کنند. اما این حرکت نیاز به یک نماد داشت؛ چراکه ملت تورک آذربایجان جنوبی در مسیر مبارزه به حق خود در مقابل سیاست آسیمیلاسیون و راسیسم در پروسه باز تعریف ملت سازی و دولت سازی  قرار دارد. پرچم ملی برای یک ملت نماد و سمبل مبارزه علیه استعمار و نشانه رویشی دوباره است. پرچم ملی تنها مختص کشورها نیست، بلکه برای ملتی که در مسیر مبارزه برای تشکیل دولت ملی خود است، آرمانهای یک ملت را یدک می کشد و سمبل شکست ناپذیری، برگشت ناپذیری از مسیر مبارزه ملی، شاخصه ملت بودن و داشتن حق تعیین سرنوشت است.

به اهتزاز درآمدن پرچم آذربایجان جنوبی در قلعه بابک از اهمیت بالایی برخوردار بود و دلیل آن حضور ده ها هزار نفری ملت تورک آذربایجان در آن گردهمایی بود که وجهه مردمی و دموکراتیک به آن داده و نشان داد که این حرکت برآمده از خواست ملت تورک آذربایجان است؛ که این مسأله مبنای مرزبندی سیاسی آذربایجان جنوبی و جغرافیای ایران شد. به طور کلی میتوان گفت گردهمایی قلعه بابک در طول مبارزات یکصد سال گذشته از اهمیت بالایی برخوردار است؛ چراکه در طی چهار مرحله مبارزاتی در آذربایجان جنوبی که در یکصد ساله گذشته شکل گرفته است؛ تنها مرحله ای که آذربایجان جنوبی پرچم مستقل از جغرافیای ایران داشته، گردهمایی قلعه بابک بوده است. حتی در زمان پیشه وری پرچم مستقلی برای آذربایجان جنوبی در نظر گرفته نشده بود و پرچم حکومت های ترک در تاریخ نیز نمیتوانستند به عنوان پرچم ملی برای آذربایجان جنوبی استفاده شوند. با توسعه حرکت ملی آذربایجان جنوبی، نیاز به وجود پرچم مشخص، هر روز بیشتر احساس میشد و بالاخره از طرف حرکت بیداری ملی آذربایجان جنوبی که خود در خط مقدم مبارزه ملی بود، برای آذربایجان جنوبی پرچمی مشخص ارائه شد و از طرف اعضا جان برکف همین تشکیلات و فعالین حرکت ملی در گردهمایی قلعه بابک به اهتزاز درآمد. این پیروزی که با عمل فداکارنه فعالین رقم خورده و توانسته بود بر فشار سنگین و خفقان ایجاد شده از جانب حاکمیت غلبه کند، آنچان تصویر زیبایی را به نمایش گذاشت که از طرف کسانی که عنوان می داشتند: «هنوز برای رونمایی از پرچم زود است» نیز مورد تحسین قرارگرفت. پرچمی که در قلعه بابک رونمایی شد به نوعی به پروسه سیاسی حرکت ملی سرعت بخشید و به همین جهت به مرور مورد استقبال و اقبال بیشتری قرارگرفت. البته کسانی هم بودند که در داخل حرکت ملی مخالف آن پرچم بودند و عنوان می داشتند که این پرچم مانع اتحاد آذربایجان میشود و تعدادی دیگر خواهان انتخاب آن به شیوه دموکراتیک بودند. اما در نهایت همین طیف نیز ضرورت وجود پرچم برای آذربایجان جنوبی را مطرح کردند.

رژیم جمهوری اسلامی و اپوزیسیون فارس محور که در آن زمان گردهمایی قلعه بابک را تهدیدی جدی برای موجودیت خود میدیدند، از یک سو به دنبال تخریب فعالین ملی برآمده و از سویی دیگر با توسل به خشونت تعداد زیادی را دستگیر و گردهمایی را در قلعه بابک ممنوع کردند. علارغم این اقدامات رژیم و اپوزیسیون فارس محور که منجربه دستگیری کسانی شد که در آن روز تاریخی آن پرچم را به اهتزاز در آورده بودند، این پرچم بعنوان «پرچم ملی »در بیشتر شهرهای آذربایجان جنوبی به اهتزاز درآمده و هم اینک به عنوان شناسنامه آذربایجان جنوبی نه تنها در داخل آذربایجان جنوبی بلکه در کشورهای منطقه، بخصوص کشورهای ترک، شناخته شده است. در واقع پرچمی که در قلعه بابک رونمایی شد سمبل سیاسی حرکت ملی آذربایجان است. این پرچم نمود هویت و موجودیت ماست و در مسیر مبارزه برای ساخت دولت ملی، اولین پرچم رونمایی شده ای است که در عصر کنونی، نمادها و مفکوره ملی ملت تورک آذربایجان را در خود دارد و از همین روی است که به عنوان پرچم ملی مطرح بوده و این پرچم در ردیف ارزشمندترین داشته های ملی تاریخ معاصرآذربایجان جنوبی محسوب می شود.

منبع:
GAMOH GAMOH GAMOH گاموح GAMOH GAMOH