8:35:18 - سه‌شنبه 21 جولای 2020
چرا برخی سیاسیون ارمنستان خواستار پایان دادن به اشغال قره باغ هستند؟
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روسیه برای از دست ندادن قدرت و نفوذ خود در منطقه قفقاز به دنبال یک شریک راهبردی اما ضعیف بود تا بتواند با کنترل غیر مستقیم آن کشور، سیاستهای خود را در این منطقه پیش برده و نفوذ خود را تثبیت نماید. اما سیاستهای روسیه و استراتژی آنها در […]

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روسیه برای از دست ندادن قدرت و نفوذ خود در منطقه قفقاز به دنبال یک شریک راهبردی اما ضعیف بود تا بتواند با کنترل غیر مستقیم آن کشور، سیاستهای خود را در این منطقه پیش برده و نفوذ خود را تثبیت نماید. اما سیاستهای روسیه و استراتژی آنها در این منطقه بسیار پیچیده و هوشمندانه تر از انتخاب یک شریک راهبردی بود که در ادامه بدان اشاره خواهد شد. بنابراین روسیه کمک کرد تا ارمنستان در سال 1991 به جمهوری آذربایجان حمله کرده و شروع به اشغال سرزمین های جمهوری آذربایجان کند که در نتیجه آن بیست درصد از خاک این کشور اشغال شده، جنایتهایی مثل خوجالی رقم خورده و حدود یک میلیون نفر از مردم جمهوری آذربایجان نیز آواره شدند. در نهایت در سال ۱۹۹۴ با وساطت گروه مینسک صلح برقرار شده و مذاکرات برای حل مسئله آغاز شد. اما پس از گذشت 26 سال از آغاز به کار این گروه، هنوز اقدام خاصی برای پایان اشغالگری ارمنستان انجام نشده است. در این بین سوالات بسیاری مطرح است که از آن جمله میتوان به چرایی نتیجه ندادن مذاکرات و فعالیت گروه مینسک اشاره کرد. برای پاسخ به این سوال لازم است تا هزینه و فایده این جنگ برای هر دو کشور و بازیگران منطقه­ای و جهانی مورد بررسی قرار گیرد. 

آنچه که امروز بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان در حال انجام است نوعی جنگ سرد محسوب میشود. همواره از اهداف جنگ سرد قرار دادن دشمن در یک دو راهی انتخاب بین اقتصاد و توان نظامی است که از جانب کشوری که در اقتصاد دست بالا را در اختیار دارد آغاز میشود و بیشتر جنگ اقتصادی است تا یک جنگ نظامی. در این حالت کشوری که اقتصاد ضعیفتری دارد برای اینکه بتواند موازنه نظامی خود را حفظ کند، مجبور است تا درصد بیشتری از بودجه خود را به مسائل نظامی اختصاص دهد؛ چون در غیر اینصورت از لحاظ نظامی نمیتواند به اندازه دشمن خود قدرتمند شود. این موضوع باعث میشود تا کشور با اقتصاد ضعیفتر، روز به روز اقتصادی شکننده داشته باشد؛ چرا که بخش بزرگی از منابع آن کشور که میتوانست صرف توسعه اقتصادی شود، صرف تقویت توان نظامی خواهد شد. بر اساس آمار بانک جهانی در سال 2019 تولید ناخالص داخلی در کشور ارمنستان معادل 13672 میلیون دلار بوده در حالی که در همین سال، تولید ناخالص داخلی جمهوری آذربایجان 47047 میلیون دلار گزارش شده است که تقریبا 3.5 برایر ارمنستان است. بنابراین در صورتی که جمهوری آذربایجان 10 درصد از بودجه خود را صرف تسلیحات نظامی کند، ارمنستان برای حفظ موازنه نظامی مجبور است تا 35 درصد از بودجه خود را صرف مسائل نظامی نماید که عملا غیر ممکن است. در سال 2018 جمهوری آذربایجان حدود 3.8 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف امور نظامی کرده و ارمنستان 4.8 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را برای امور نظامی اختصاص داده است؛ این در حالی است که ارمنستان برای حفظ موازنه نظامی خود باید 13.5 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به این امر تخصیص میداد که با توجه به وضعیت اقتصادی موجود، عملا غیر ممکن است. بنابراین با گذشت زمان ارمنستان به لحاظ توان نظامی بسیار ضعیفتر از گذشته خواهد شد و این فرصتی برای جمهوری آذربایجان فراهم می­آورد تا بتواند از لحاظ نظامی تسلط خود را بر ارمنستان تحکیم بخشیده و آمادگی لازم را برای باز پس گیری مناطق اشغالی با هزینه کمتری را داشته باشد.



تولید ناخالص داخلی از سال 2000 تا 2019 کشورهای جمهوری آذربایجان و ارمنستان

سهم مخارج نظامی از تولید ناخالص داخلی از سال 2000 تا 2019 کشورهای جمهوری آذربایجان و ارمنستان

در مناقشه قره باغ نقش کشورهای خارجی نیز بسیار پر رنگ است. روسیه همواره سعی دارد تا در نقاط مختلف دنیا پایگاه­هایی داشته باشد و در منطقه قفقاز که از نظر موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک بسیار حساس است، این میل جدی تر است. جمهوری آذربایجان به دلیل نزدیکی فرهنگی آنها به ترکیه و همچنین صمیمیت موجود بین دو ملت جمهوری آذربایجان و ترکیه، نمیتواند شریکی قابل اعتماد برای روسیه باشد. بنابراین ارمنستان به عنوان پایگاهی برای روسیه جهت حفظ منافع آن کشور مطرح بوده است. اما برای اینکه روسیه بتواند این پایگاه را برای خود حفظ نموده و از تمایل ارمنستان به کشورهایی نظیر آمریکا جلوگیری نماید، نیاز است تا این کشور را به خود وابسته سازد. وجود یک دشمن فعال برای ارمنستان که در عین حال در وضعیت اقتصادی مناسبی قرار نداشته و به طور کامل در محاصره قرار گرفته است، میتواند تنها گزینه روسیه برای حفظ این پایگاه باشد. بنابراین ساخت یک پایگاه دائمی برای روسیه در قفقاز در گرو وجود تنش دائمی در منطقه و نیازمندی اقتصادی و نظامی ارمنستان به کمکهای روسیه برای بقای خود است. لذا روحیه توسعه طلبی سیاسیون و رهبران ارمنستان و ایده­های واهی ساخت ارمنستان بزرگ به کمک روسیه آمد تا با استفاده از این روحیه ارمنیان یک مناقشه طولانی مدت را در منطقه ایجاد نمایند که برنده آن قطعا ارمنستان نخواهد بود؛ چراکه روسیه به دنبال طولانی مدت کردن مناقشه بود نه کمک به توسعه طلبی و پیروزی ارمنستان.

در این بین کشورهایی نظیر فرانسه که از حامیان اصلی ارمنستان بوده و عضو گروه مینسک نیز میباشد، منافع خود را دارند. کشور فرانسه به لحاظ تاریخی و ایدوئولوژیک به ارمنستان نزدیک بوده و رقیبی جدی برای ترکیه محسوب میشود و به همراه کشورهایی نظیر یونان همواره به دنبال تضعیف و یا حداقل جلوگیری از توسعه قدرت منطقه ای ترکیه بوده است. چراکه ترکیه و جمهوری آذربایجان به عنوان دو کشور متحد و بسیار نزدیک شناخته شده و طبیعتا همکاری ترکیه و جمهوری آذربایجان میتواند قدرت اقتصادی و سیاسی هر دو کشور را افزایش داده و تسلط بر منطقه قفقاز توسط این دو کشور را تضمین نماید. البته در این بین نباید از فروش سلاح به جمهوری آذربایجان و ارمنستان توسط روسیه، فرانسه و آمریکا غافل بود. جنگ سرد بین کشورهای جمهوری آذربایجان و ارمنستان باعث شده تا بازار فروش سلاح به این دو کشور داغ شده و کشورهای صادر کننده منافع هنگفتی از این طریق کسب نمایند. بنابراین جای تعجب نیست که علارغم قطعنامه­های متعدد سازمان ملل در مورد اشغال بیست درصد از خاک جمهوری آذربایجان توسط ارمنستان و فعالیت گروه مینسک، پس از گذشت 30 سال هنوز مشکل قره باغ حل نشده است.

قره باغ برای ارمنستان جز هزینه چیز دیگری به همراه نداشته و علاوه بر هزینه های مادی و جانی فراوان که طی 30 سال متحمل شده­اند، در جهان به عنوان کشوری غاصب و اشغال گر شناخته شده و روابط خود  با همسایگانشان را نیز به مخاطره انداخته­اند. در حال حاضر تنها مسیر قابل اعتماد برای ارمنستان، مرز جغرافیای ایران است که قطعا در آینده، رژیم ایران حاکمیتی بر این مسیر نداشته و با استقلال آذربایجان جنوبی تنها شاهرگ حیاتی ارمنستان نیز قطع خواهد شد. بنابراین معقولانه ترین راه برای ارمنستان عقب نشینی از خاک جمهوری آذربایجان و تلاش برای ترمیم روابطش با همسایگان خود است. اما موانعی برای این راه حل معقولانه وجود دارد و آنهم عدم تمایل کشورهایی نظیر روسیه و فرانسه و تمایل آنها برای عدم حل این مناقشه است. دولت ارمنستان نیز با یک استراتژی ناپخته و بر اساس توسعه طلبی ارضی و با توهم ایجاد ارمنستان بزرگ در منطقه، خود را در وضعیتی قرار داده است که کاملاً وابسته و مستعمره روسیه شده و راه دیگری جز اطاعت بی چون و چرا از روسیه ندارد. به طور یقین برنده این جنگ، ارمنستان نخواهد بود زیرا که ارمنستان نه توان اقتصادی و نظامی ادامه توسعه طلبی خود را دارد و نه قوانین بین المللی مشروعیتی برای ادامه اشغالگری ارمنستان قائل است. همچنین همانطور که گفته شد منافع روسیه نیز در ادامه مناقشه موجود است و حتی اگر ارمنستان توان تسلط کامل را داشت، روسیه اجازه چنین کاری را به ارمنستان نمیداد؛ چراکه در صورت پیروزی قطعی ارمنستان، این کشور دیگر نیازمند و وابسته به روسیه نبوده و میتوانست مسیر خود را از روسیه جدا کرده و به فکر منافع ملی خود باشد.

بنابراین قره باغ همانند تکه استخوانی در گلوی ارمنستان مانده است که نه میتواند به سرزمین خود الحاق کند و نه روسیه اجازه عقب نشینی از قره باغ را نمیدهد. متجاوز شناخته شدن ارمنستان توسط سازمان ملل و کشورهای جهان نیز باعث انزوا و فشار هر چه بیشتر بر ارمنستان شده تا نتواند همانند یک کشور عادی از بحران خارج شده و به توسعه اقتصادی و اجتماعی خود بپردازد. به طوری که این کشور در سال 2019 حدود  ٥٥١٣,٨ ميليون دلار واردات داشته درحالی که در همین سال صادرات آن تنها ٢٦٤٠,٣ ميليون دلار بوده است. همچنین بیش از 50 درصد واردات این کشور از چین و روسیه بوده است که این کشور را به یک وابسته مطلق به روسیه و چین تبدیل نموده است.

اشغال خاک قره باغ باعث شده است تا فرصتهای اقتصادی بسیاری نیز برای این کشور از دست برود. بسته شدن مرز این کشور با ترکیه و جمهوری آذربایجان و همچنین مشارکت ندادن ارمنستان در پرژه­های انتقال نفت و گاز جمهوری آذربایجان به اروپا، ضررهای هنگفتی را متحمل این کشور کرده است. محروم شدن از مشارکت در خط لوله نفت “باکو_ تفلیس_ جیحان” با ظرفیت یک میلیون بشکه در روز، خط لوله “باکو_ سوپسا” با ظرفیت حدود 145 هزار بشکه در روز و خط لوله انتقال گاز “تاناپ” با ظرفیت سالانه انتقال گاز به میزان ۳۱ میلیارد مترمکعب که گاز آذربایجان را از طریق گرجستان، ترکیه، یونان و آلبانی به ایتالیا منقل میکند، محرومیت از درآمدهای کلانی است که سیاستمداران ارمنستان آن را ملت خود دریغ کرده­اند. نکته مهم در محرومیت از این مشارکتها این است که آب رفته به جوی برنخواهد گشت چراکه تغییر مسیر لوله­های نفتی دیگر امکان پذیر نیست. همچنین ارمنستان میتوانست با مشارکت در پروژه­های انتقال انرژی، امنیت انرژی خود را نیز تأمین نماید. در حالی که ارمنستان امروز از لحاظ انرژی کاملا وابسته به روسیه بوده و این وابستگی در بخش انرژی و بخشهای کلیدی دیگر همچون زیرساختهای تکنولوژی ارتباطات (IT)، باعث شده تا ارمنستان بدون وجود روسیه قادر به ادامه حیات خود نباشد. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که این وابستگی تام ارمنستان به روسیه، محصول اشغال و در نتیجه انزوای ارمنستان است. این مسأله سبب میشود تا روسیه بتواند با تحت فشار قرار دادن ارمنستان، از این کشور به عنوان یک ابزار سیاسی و پایگاه در منطقه قفقاز استفاده نماید.

پس از گذشت سی سال بر همگان آشکار شد که همراهی ارتش روسیه با ارتش ارمنستان دامی بود که برای هر دو کشور ارمنستان و جمهوری آذربایجان پهن شد و مسئولین خوش خیال ارمنستان اصول اولیه سیاست، که هر کشوری به دنبال منافع ملی خود است، را فراموش نموده و به فکر توسعه طلبی ارضی افتادند. ولی گذشت زمان نشان داد که روسیه نیز به فکر منافع خود بوده و ارزشی برای ملت ارمنستان قائل نبوده و ارمنستان را در شراطی بسیار ناگواری گرفتار کرده است. ملت ارمنستان نیز آرام آرام پی به بی دلیل و بی فایده بودن اشغال قره باغ برده و متوجه این موضوع شده­اند که استمرار این اشغالگری تنها برای ملت ارمنستان هزینه داشته و منافع آن نیز متوجه حامیان سابقشان است که از خوش خیالی و روحیه توسعه طلبی مقامات ارمنستان سوء استفاده کرده­اند. منطقه ­ای که هیچ کشوری آن را به رسمیت نشناخته و نه میتوان در آن پذیرای سرمایه گذار و توریست بود و نه حتی میتوان در آن با خیالی آسوده از آینده زندگی کرد، به چه کار ارمنیان خواهد آمد؟ ملت ارمنستان این مسئله را درک کرده­اند که مسئله قره باغ نه تنها فایده­ای برایشان نداشته، بلکه باعث شده آنها هر لحظه خطر جنگ را حس کرده و علاوه بر عدم توسعه اقتصادی، همواره بله قربان گوی روسیه باقی بمانند. اما دولت پاشنیان برای سرپوش گذاشتن بر تضاد داخلی به وجود آمده بین دولت و مردم خود و همچنین تحریک احساسات مردم و دشمن تراشی برای آنها، در اوج ناتوانی اقتصادی و ضعف نظامی، توافق آتش بس را نقض کرده و مناطق مختلف جمهوری آذربایجان را مورد هدف قرار میدهد. آنچه مسلم است این است که این بحران تا ابد نمیتواند ادامه داشته باشد و دولت و ملت ارمنستان نیز میدانند که میبایست سرانجام یا باید راه احترام به حقوق بین الملل و عقب نشینی از قره باغ را در پیش بگیرند و یا در طول زمان آنقدر تضعیف شوند که دیگر توان مقابله با جمهوری آذربایجان و حتی نقشی در معادلات سیاسی کشور خود نداشته باشند. بنابراین احتمال بروز اختلافات سیاسی بیشتر در بین سیاسیون ارمنستان بسیار بالا بوده و میتواند باعث بروز کشمکشها و نا آرامیهای سیاسی در این کشور شود. البته در بین سیاستمداران ارمنی عده­ای معتقدند که توسعه طلبی بی منطق، آنهم در قرن حاضر، تنها و تنها باعث عدم امنیت و جلوگیری از توسعه ارمنستان شده و هیچ دستاورد مثبتی داشته است که از آن جمله میتوان به لوون تر پتروسیان رئیس جهمور سابق ارمنستان و زویا تادوسیان، عضو کنگره ملی ارامنه اشاره نمود. لوون تر پتروسیان پس از 7 سال تصدی مقام ریاست‌ جمهوری ارمنستان در 3 فوریه 1998 به ‌دلیل اختلاف‌ نظر با مقامات بلندپایه دولتی در حل ‌و فصل مناقشه ارمنستان و جمهوری آذربایجان بر سر منطقه قره‌باغ از مقام خود استعفا داد. وی در سال 2008 رقیب انتخاباتی سرژ سرکیسیان بود. در آن زمان روبرت کوچاریان به عنوان سیاستمدار حامی روسیه در سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۸ ریاست جمهوری ارمنستان را برعهده داشت که سال 2018 به اتهام  تقلب انتخاباتی به نفع متحد خودش سرژ سرکیسیان و سرکوب‌های مرگبار اعتراضات دادگاهی شد. همچنین زویا تادوسیان، عضو کنگره ملی ارامنه در سال 2018 در جلسه این کنگره تأکید کرد که مناطق اشغال شده باعث رسوایی جامعه ارمنی شده‌ و برای از میان برداشتن این رسوایی، مناطق اشغال شده باید به جمهوری آذربایجان بازگردانده شوند.

 شاید یک انقلاب مردمی و کنار زدن روسیه، که مهمترین عامل گرفتاریهای امروز ارمنستان است، از معادلات سیاسی این کشور بتواند برای برون رفت از این بن بست به کمک مردم ارمنستان آمده و علاوه بر حل مشکل قره باغ، به پایان انزوای سیاسی و جغرافیایی ارمنستان در منطقه کمک نماید. حمله اخیر ارمنستان به منطقه استراتژیک تووز، که به نوعی قلب اقتصادی جمهوری آذربایجان هم هست، نشان میدهد که ادامه روند کنونی دیگر برای ارمنستان قابل تحمل نبوده و در تلاش است تا جمهوری آذربایجان را به جنگ واداشته و تکلیف قره باغ را با شکست کامل از جمهوری آذربایجان و یا مذاکره نهایی، یکسره کند. تجربه قره باغ درسی است برای تمامی ملتهایی که به دنبال توسعه طلبی ارضی، آنهم به کمک قدرتهای بزرگ هستند. شرایط شوروی سابق بسیار شبیه جغرافیای ایران امروزی است که در آن ملتهای مختلفی درون یک رژیم دیکتاتوری و شوئینیستی وجود دارند. بنابراین ضروری است که ملتهای ساکن جغرافیای ایران از هرگونه توسعه طلبی ارضی، که قطعا منافعی برای آنها نداشته پرهیز نموده و آینده اقتصادی، رفاه و امنیت ملت خود را به نفع قدرتهای جهانی به مخاطره نیندازند.

منبع:
GAMOH GAMOH GAMOH گاموح GAMOH GAMOH